تبليغاتX
روزگارم بر خلاف آرزوهایم گذشت

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

روزگارم بر خلاف آرزوهایم گذشت

آنقدر آرزوهایم را به گور بردم که دیگر جایی برای جسدم نیست


زندگی

زندگی گاهی گریست گاهی خنده

گاهی بازنده ای و گاهی برنده

زندگی گاهی عشق و گاهی نفرت

گاهی امید گاهی حسرت

گاهی افتادن و موندن و بریدن

گاهی وقتا پر گشودن و پریدن

زندگی و مثل یه سقفه

تو هجوم بی پناهی؛

زندگی عشقو محبت

کندنِ از مرگ و تباهی

زندگی مثل یه جنگه، تنها جنگه که قشنگه

تو نبرد زنگی عشق، حکم ِ تفنگه

جمعه 1387/03/31 توسط | مشکی پوش تنها | |

زود رفتی

تو یادگار من بودی، افسوس که نیستی تو پیشم

اینو بِهت گفته بودم، نباشی دیونه میشم

زود رفتی گلم، رفتی داغت موند رو دلم

حیف بودی گلم، رفتی دردامو به کی بگم

جمعه 1387/03/31 توسط | مشکی پوش تنها | |

تسلیت

خیلی وقته اینجا پرسه میزنم

جای ردپاتو من ، نیستی و بوسه میزنم

اگه حتی تو جوابمو ندی

من بازم با عکس تو حرف میزنم

دیگه اون دوسِت نداره

سهم اون یه عشق تازه

سهم تو ، طناب داره

بسه اشکاتو نگه دار

غم تو یکی دوتا نیست

پا نذار روی غرورت ، جای اون به زیر پا نیست

جای اون به زیر پا نیست

پنجشنبه 1387/03/30 توسط | مشکی پوش تنها | |

وسعت تنهایی من

اگر از وسعت تنهایی من می پرسی به بلندای خیال.. به بلندای فرو ریختن قطره اشکی از دل و به عمق وحشت.. وحشت از آنچه حقیقت دارد.. وحشت از من بی تو.. وحشت از تو بی عشق.. وحشت از عشق بی ما .... شرق تنهایی من رو به سوی افق غم دارد.. غرب تنهایی من پشت این تکرار است.. اگر از وسعت تنهایی من دانستی تو بیا.. تو بیا تا که به دست احساس پر کنیم صفحه خالی نیاز.. تا که این شمع خیال برود رو به زوال

پنجشنبه 1387/03/30 توسط | مشکی پوش تنها | |

نکته

جا داره که بگم از این به بعد توی عکسایی که درست میکنم یه حالت مهر شکل رو هم حک مینم که اونم چیزی نسیت جزمشکی پوش تنها

در ضمن عزیزانی که منو لینک می کنن هم با همین عنوان مشکی پوش تنها لینک کنن.

ممنون

پنجشنبه 1387/03/30 توسط | مشکی پوش تنها | |

گِله

کنار هر قطره ی اشکم هزار خاطره دفنه

اینقدر خاطره داری که گویی قدّ ِ یک قرنه

گلو میسوزه از عشقت عشقی که مث زَهره

ولی بی عشق تو هر دم خنده با لبهای من قهره

درسته با منی اما به این بودن نَیا زارم

تو که حتی با چشماتم نمیگی آه دوسِت دارم

اگه گفتی دوست دارم فقط بازی لبهات بود

وگرنه رنگ خودخواهی نشسته توی چشمات بود

***

هرچی عشقه توی دنیا من می خواستم مال ماشه

اما تو هیچوقت نزاشتی بینمون غُصه نباشه

فکر میکردم با یه بوسه با تو هم خونه میمونم

نمی دونستم نمیشه آخه بی تو نمی تونم

گِله میکنم من از تو از تو که این همه بی رحمی

هزار بار مردم از عشقت تو که هیچوفت نمی فهمی

***

چشام همزاد اشک و خون دلم همسایه ی آهه

زمونه گرگُ عشق تو شبیهِ مکر روباهِ

شدم چوپانِ ساده لوح کنار گَلّه ی احساس

چه رسمی داره این گَلّه سر چنگال گرگ دعواست

تو اینقدر خواستنی هستی که این گَلّه نمی فهمه

اگه لبخند به لب داری دلت از سنگ و بی رحمه

ببخش خوبم اگه این عشق حیله ی تو رو روکرد

نفرین به دل ساده که به چنگال تو خو کرد

پنجشنبه 1387/03/30 توسط | مشکی پوش تنها | |

...ای کاش

اي كاش كودك بودم ، تا بزرگ ترين شيطنت زندگيم نقاشي روي ديوار بود
اي كاش كودك بودم ، تا از ته دل مي خنديدم، نه اينكه مجبور باشم همواره تبسمي تلخ بر لب داشته باشم
اي كاش كودك بودم ، تا در اوج ناراحتي و درد با يك بوسه تو، همه چيز را فراموش مي كردم

 

یکشنبه 1387/03/26 توسط | مشکی پوش تنها | |

مسافرم

پشت سرم گریه نکن مسافرم مسافرم

اشکاتو هی هدر نده باید برم باید برم

جلوی راهمو نگیر

نذار منم گریه کنم

صلاحمون اینه عزیز

باید برم سفر کنم

طاقت اشکاتو ندارم

تورو خدا نذار ببارم

خدا نخواست، قسمت اینه

که من تو رو تنها بذارم

تو رو خدا گریه نکن

این قدر نگو نرو نرو

بغضم داره میترکه

این قدر نگو نرو نرو

اینجوری بی تابی نکن

الهی قربونت برم

خدانگهدارت باشه

باید برم باید برم

سه شنبه 1387/03/21 توسط | مشکی پوش تنها | |

دلتنگی

اینم  شعر آهنگ دلتنگی از مجید خراطها عزیز + عکسش که من خودم عاشق آهنگاشم. خواننده اینور آبی فقط مجید خراطها. از یه سبک خاص استفاده میکنه که همش قشنگه

**************************************

خدا نشونشو از کی بگیرم

دارم دق میکنم بزار بمیرم

آخه هنوز دلش از جنس سنگه

هنوز دلم واسه دلتنگی تنگه

چه طور دلش اومد از پا بیوفتم

بهش نازک تر از گل هم نگفتم

باور ندارم منو تنها میزاره

دلم واسش یه ذره شد اما دیگه نیست

لعنت به تو ای دست سرد روزگار

حالا فقط من موندم این چشای خیس

هر چی به من بگی واست همون میشم

فقط یه بار دیگه بیا دستمو بگیر

ای دل صبور و بی کس من

اون نمیاد دیگه پیشت بهونه نگیر

حالا من موندم همین دوتا چش گریون

موندم تو این کوچه آس و پاسو حیرون

حالا من موندم تو شدی بی ستاره

منم تو با خاطره ها اشکام موندگاره

***

خدا ازت میخوام یادش نیوفتم

چه حرفایی که از عشقم شنفتم

خدا اگه نمی شنوه صدامو

بهش بگو دلیل گریه هامو

اونی که گفته بود عاشق ترینه

حتی خیانتش به دل میشینه

باور ندارم منو تنها میزاره

دلم واسش یه ذره شد اما دیگه نیست

لعنت به تو ای دست سرد روزگار

حالا فقط من موندم این چشای خیس

هر چی به من بگی واست همون میشم

فقط یه بار دیگه بیا دستمو بگیر

ای دل صبور و بی کس من

اون نمیاد دیگه پیشت بهونه نگیر

حالا من موندم همین دوتا چش گریون

موندم تو این کوچه آس و پاسو حیرون

حالا من موندم تو شدی بی ستاره

منم تو با خاطره ها اشکام موندگاره

سه شنبه 1387/03/21 توسط | مشکی پوش تنها | |

حرف هایی که یه دنیا معنی پشتشه

تو دنیا ۳ چیزو دوست دارم... خورشيد، ماه و تو. اولي رو براي روزم ميخوام
/دومي رو واسه‌ي شبم ميخوام / ولي تو رو براي تك تك لحظه‌هاي زندگيم ميخوام تنهاي
تنه


دوستي شوخي سرد آدمهاست. بازي شيرين، گرگم به هواست. واسه كشتن غرور من و
تو، دوستي توطئه ثانيه هاست.


اگر از پايان گرفتن غم هايت نا اميد شده اي ، به خاطر بياور زيباترين
صبحي كه تا به حال تجربه كرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي كه هيچ
دليلي براي تمام شدن نمي ديد


باز باران بي ترانه-گريه هايم عاشقانه-مي خورد بر سقف قلبم-ياد ايام تو داشتن-مي زند سيلي به صورت-باورت شايد نباشد-مرده است قلبم ز دستت-فكر آنكه با تو بودم-با تو بودم شاد بودم-توي دشت آن نگاهت-گم شدن در خاطراتت


هيچوقت كسي رو كه دوست داري به خاطر غرورت از دست نده هميشه سعي كن غرورت رو به خاطر كسي كه دوست داري از دست بدي


هميشه غمگين ترين و رنجورترين لحظات انسان توسط كسي ساخته مي شود كه شيرين ترين و شاد ترين لحظات را براي او ساخته است


شب را دوست دارم! چون ديگر رهگذري از كوچه پس كو چه هاي شهرم نمي گذرد تا سر گرداني مرا ببيند . چون انتها را نمي بينم .تا براي رسيدن به آن اشتياقي نداشته باشم شب را دوست دارم چون ديگر هيچ عابري از دور اشك هاي يخ زده ام را در گوشه ي چشمان بي فروغم نمي بيند شب را دوست دارم : چرا كه اولين بار تو را در شب يافتم از شب مي ترسم : تو را در شب از دست دادم. از شب متنفرم ، به اندازه ي تمام عشق هاي دروغين با آفتاب قهرم چرا شبها به ديدارم نمي آيد؟


اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد ؛ ...خبرم كن ... بهت قول نميدم كه ميخندونمت .ولي مي تونم باهات گريه كنم ...اگه يه روز خواستي در بري ...حتماً خبرم كن ،قول نميدم كه ازت بخوام وايسي .اما مي تونم باهات بيام ...اما اگه يه روز سراغم رو گرفتي ...و خبري نشد ...سريع به ديدنم بيا ...احتمالاً بهت احتياج دارم


فرقي نمي‌كند گودال آبي كوچك باشي يا درياي بيكران ، زلال كه باشي آسمان در توست


آنگاه كه ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس مي كني، به خاطر بياور كه زيبايي شهاب ها از شكستن قلب ستارگان است


زندگی مثل یه دیکته ست. هی مینویسیم و پاک میکنیم و نمیدونیم که زندگی همین لحظه هاست و غافلیم از روزی که عزرائیل بگه برگه ها بالا.

 

شنبه 1387/03/18 توسط | مشکی پوش تنها | |

عاشقانه ها

ميروي و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا گريه نميکنم بي تو، يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو، همين يک لحظه باقي است و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم


من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد آشنا دیوانه است می روم شاید فراموشت کنم با فراموشیهم آغوشت کنم می روم از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم آزادباش گر چه تو تنها تر از ما می روی آرزو دارم ولی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی برخوردهای سرد


کنار آشیان تو آشیانه می کنم فضایه آشیانه را پر از ترانه می کنم کسی سوال می کند بخاطر چه زنده ای؟ و من برای زندگی تو را بهانه می کنم


عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست...!!! عشق این است که یکی برای دیگری چتر شود و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشد


محبت ره به دل دادن صفاي سينه ميخواهد به ياد يکدگر بودن دلي بي کينه ميخواهد اگر دورم ز ديدارت دليل بي وفايي نيست وفا ان است که نامت را هميشه بر زبان دارم


دير گاهيست كه تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است بازهم قسمت غم ها شده ام دگر آيينه ز من بي خبر است كه اسير شب يلدا شده ام من كه بي تاب شقايق بودم همدم سردي يخ ها شده ام كاش چشمان مرا خاك كنيد تا نبينم كه چه تنها شده


کاش زندگی شعر بود تا برایش یک دنیا شعر می سرودم تا با آهنگش در خلوت بی کسی هایش هیچوقت تنها نماند کاش زندگی قصه بود تا برایش یک دریا قصه می گفتم تا همسفر با ماهیهای آزاد همیشه اقیانوس خوشبختی را پیدا کند


بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است


خندیدم ، خندید ... اشکهام را افتاد ، اونم شرشر گریه کرد !! دلم براش سوخت نازش کردم اما دستم سوخت !؟ آخه دلش گــر گرفته بود


قدر دست هایم را بیشتر دانستم و قدر چشم هایم را و تازه فهمیدم چه شكوهی دارد... ایستادن بر روی دو پا آن لحظه كه...به زمین خوردم!!!


چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن ای كاش ميدانستي بدون تو وبه دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشكيباست


می دانم روزی با تن خسته و خیس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهای چشمم فرود می آیی در میان انبوه مژگانم میزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را برای همیشه می بندم تا دیگر دوریت را حس نکنم


دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت


دلخسته از امروز و فرداي بهارم چيزي شبيه باد و باران كوله بارم باران نمي بارد ولي امشب به جاي يك آسمان بي تو نشستن گريه دارم در دفتر بي سرنوشتيهاي دنيا من چكنويس برگهاي روزگارم شيرين تويي. فرهاد باشم يا نباشم يك بيستون سرد و خالي درد دارم


سلام عزيز مهربون اجازه هست بشم فدات...؟ اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خندهات...؟ شب كه مياد يواش يواش با چشمك ستاره هاش اجازه هست از آسمون ستاره كش برم برات..؟ اجازه هست بياي پيشم يه كم بگم دوست دارم؟ تو هم بگي دوسم داري بارون بشم دل ببارم بريم تو باغ اطلسي بي رنج و درد بي كسي بهت بگم اجازه هست گل روي موهات بذارم اجازه هست خيال كنم تا آخرش مال مني..؟ خيال كنم دل منو با رفتنت نمي شكني


چقدر عجيبه كه تا مريض نشي كسي برات گل نمي ياره تا گريه نكني كسي نوازشت نمي كنه تا فرياد نكشي كسي به طرفت بر نمي گرده تا قصد رفتن نكني كسي به ديدنت نمي ياد و تا وقتي نميري كسي تورو نمي بخشه

شنبه 1387/03/11 توسط | مشکی پوش تنها | |

دلنوشته های بلند

سخت ترین دیدار.... دیدار اونی که به جای همه عشقی که بهش دادی یه قلب زخمی برات یادگار بذاره و تو نگاهش کنی و باز مثل روزه اول دلت بلرزه و حس کنی هنوزم دوستش داری .......بخوای همه تنهایی رو که به امید برگشت دوبارش تحمل کردی تو گوشش فریاد کنی اما حتی نتونی ........ به چشماش نگاه کنی که بفهمه با همه بدیهاش هنوزم با همه قلبت دوستش داری اما ببینی چشماش داد می زنه که دلش ماله یکی دیگس .... تمام روزهایی که تنها بودی

***************

گذشت لحظه های با تو بودن
و در پائیز عشقمان
طعمی از دوست داشتن باقی نماند
چقدر زودگذر بود قصه من و تو
و در آن روز که دست بی رحم تقدیر
درو کرد گندمزار دلهایمان را
وتهی شد همه جا از عطر گل عشق
و در کوچ پرنده های غمگین
در آن کویر آرزو
شاعری دلشکسته و تنها
می نوشت شعری به یاد با هم بودنها
شعری برای خشکیدن گلهای عشق در مزرعه دوست داشتنها
قطره اشکی به یاد همه خاطره ها

***************

گفتی برو! گفتم به چشم!این بود کلام آخرین.
گفتی خداحافظ تو!گفتم همین؟ گفتی همین!
گریه نکردم پیش تو با اینکه پرپر میزدم.
با خون دل از پیش تو رفتم من بازی عشق تو را شاهانه باختم مثل بازنده خوب مردانه باختم.
همه ثروت من سفره ی درویش نفسم بود که به تو شاهانه باختم.
لبخند آخرین من دروغ معصومانه بود برای پنهان کردن داغ دل ویرانه ام.
من مات مات از بازی شطرنج عشق می آمدم شاه مهره دل رفته بود.

******************

اون روزا که بودی با من عهد و پیمونو شکستی
منو تنها جا گذاشتی دل به یه غریبه بستی
من برات بازیچه بودم توی این دو روز دنیا
نقشی مثل یه عروسک ولی تنها خیلی تنها
دیگه من دوست ندارم تو برو از روزگارم
تو نخند به گریه ی من، من به تو شوقی ندارم
دیگه من چیزی ندارم که به پیش تو ببازم
هر چی بود سوختم و باختم دیگه من چی رو بسازم
برای این عاشق تنها از تو صد خاطره مونده
گریه هات هم یه دروغه دل من دستتو خونده
دیگه من دوست ندارم تو برو از روزگارم
تو نخند به گریه من، من به تو شوقی ندارم

******************

هنوز در جاده انتظار نشسته ام،هنوز چشمانم را به آسمان بی کران دوخته ام،هنوز گریه هایم را زیر باران پنهان می کنم،باز روز دیگری فرا رسید باز در انتظارم که بیایی،بیا تا بیش از این نگاهم غریب نماند...

******************

خیال نکن همیشه دلم برات میمیره
یه روزی بر میگردی که دیگه خیلی دیره
یه روز میای سراغم که خیلی وقته رفتم
هزار هزار بهونه از اون نگات گرفتم
این روز ها رو یادت باشه یه وقت نگی نگفتی
اون روزها دور نیست که باز هم به یاد من نیفتی

دوشنبه 1387/03/06 توسط | مشکی پوش تنها | |

دلنوشته ها

با یه شعر از رضا صادقی عزیز شروع میکنم:

دل خوش هر کی شدیم تو زرد از اب در اومدش وقتی دل تنگی بیاد هیچکسی نمیاد به دادش ندونستیم چر وقتی نوبت ماست دیر میشه حرفهای خوب واسه ما زخم و زبون و تیر میشه شایدم ما ندونستیم زندگی چه شکلیه کی سر کاره کی نیست اصلا دنیا دست کیه ما به هر حال میپریم بی چشم و دل و بی پرو بال ما به مشکی دل خوشیم دو رنگی ها رو بی خیال.

 

زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ... يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر سختي هاست ، چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه همسفريم

 

وقتی معلم پرسید عشق چند بخشه زود دستمو بالا گرفتم گفتم : یک بخش اما از وقتی تورو شناختم فهمیدم عشق ۳ بخشه : ۱. عطش دیدنه تو ۲. شوق با تو بودن ۳. و اندوه بی تو بودن

 

چون لذت من زحمت اوست تاهستم وهست دارمش دوست مادر

 

مـــــرا آمــــوخـتــــي آواره باشـــم بـه درگــاه جنــون بيچــاره باشـــم تو خورشيدي مدار عشق با توست مـــرا بگـــــذار تـا سيــــاره باشـــم

 

روزي که دلم پيش دلت بود گرو... دستان مرا سخت فشردي که نرو... روزي که دلت به ديگري مايل شد... کفش كج مرا راست نمودي که برو

 

صفایی بود دیشب باخیالت خلوت ما را ولی من باز پنهانی تورا هم آرزو کردم

 

بیا تا همسایه باشیم بیا تا باهم بمونیم جای این قصه کهنه، بیا شعر نو بخونیم توستاره ،من ستاره دوتاابر پاره پاره اگه دست این زمونه ، مارو پیش هم بیاره رودلای خشک وخالی بازبارون عشق میباره بازجوونه محبت ، اززمین سردرمیاره

 

داني از زندگي چه مي خواهم من باشم و تو باشي و تنها تو وندر اين عمر گر هزار ساله بود بار ديگر تو بار ديگر تو

 

کاش می دیدم چیست ؟؟ آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست

 

زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ... يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر سختي هاست ، چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه همسفريم

 

نام زيباي تو را خال زدم در بدنم تا كه محفوظ بماند نام تو در كفنم

 

به هر جا پا نهم از شومي بخت - نگاه دلنوازي سوي من نيست - خداوندا از اين دلها كه بخشيدي به مردم - يكي در حلقه ي گيسوي من نيست

 

به اوج دل نشاندمت به رهگذار زندگی_زمانه گر خزان شود تویی بهار زندگی_ به پاکی دلت قسم که دل ز تو نمی کنم_که تکیه گاه من تویی در این حصار زندگی. تقدیم به نبض وجودم یزدان

 

شبی پرسیدمت با بی قراری به غیر از من کسی را دوست داری به چشمت از شرم شد اشک جاری میان گریه هایش گفت اری

 

تا که بودیم نبودیم کسی ،کشت ما را غم بی همنفسی ،تا که رفتیم همه یار شدند،خفته ایم وهمه بیدار شدند ،قدر آینه بدانیم چو هست نه در آن وقت که اقبال

 

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست همه دریا از آن ما کن ای دوست دلم دریا شد و دادم به دستت نکش دریا به خون پروا کن ای دوست

یاد آن روز به خیر که در صفحه شطرنج دلت شاه عشق بودم و با کیش رخت مات شدم

 

دوست دارم ديوونه دلم اينو خوب ميدونه يك روز به هم ميرسيم اين خط واين نشونه

 

بر سنگ مزارم بنویسد آشفته دلی بود در این خلوت خاموش او زاده غم بود ز غمهای جهان گشته فراموش

 

نشنو از نی نی نوای بی نواست بشنو از دل دل حریم کبریاست نی چو سوزد طل خاکستر شود دل چوسوزد خانه دلبر شود

 

دوستي با هركه كردم زد به قلبم خنجري عاشقي با هر كه كردم شد نصيب ديگري

 

بر دریچه قلبم نوشتم ورود ممنوع عشق امد و گفت بیسوادم

 

به نام عشق می خواستم به بلندی نامت شعری بگویم تمام قافیه ها حقیر شدند واژه ای همتای نامت رنگ حضور ندارد به نام نامی عشق نامیدمت. جز تو قافیه ای برای عشق نیست

 

تو را دوست دارم كمتر از خدايم و بيشتر از خودم چون به او نياز و به تو احتياج دارم

 

اگه بهترين غمخوارم نيستي بزرگترين غمم باش اگه بهترين دوستم نيستي بهترين دشمنم باش هر چه هستي باش فقط بهترين باش چون هميشه بهترين ها هستند كه در بهترين خاطرات ميمانند

 

عشق ایستادن زیر باران وخیس شدن با هم نیست عشق آن است برای دیگری چتری برای ديگری باشی واو هیچ وقت نداند که چرا خیس نشد

 

لذتی که در فراق است در وصال نیست.زیرا در فراق امید وصال است اما در وصال بیم فراق

 

یکشنبه 1387/03/05 توسط | مشکی پوش تنها | |



هیچکس اشکی برای ما نریخت
هر که با ما بود از ما می گریخت
چند روزیست حالم دیدنیست
حال من از این و آن پرسیدنیست
گاه بر روی زمین زل می زنم
گاه بر حافظ تفأل میزنم
حافظ دیوانه فالم را گرفت
یک غزل آمد که حالم را گرفت
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم

www.swb_ulcerouswolf@yahoo.com

فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب های نازترین

نازترین عکسهای ایرانی


Wallpaper

مشکی
سيب سوخته
دخرک و پسرک قصه
تب تند زندگی
پاییز
یادش بخیر
مداد رنگی سفید
به تو مدیونم...
من و شایدها و حسی خوب
خاطرات يک خاطره (2)

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387

دلتنگی های یه مشکی پوش
تو خالی
دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد
دلتنگی
تنهای دلشکسته تنهای تنها
شبگرد عاشق
بهترینها برای تو
آبی کوچک
قلب سنگی
شب سراب
فرشته نجاتم مرا ترک کرد
*صدای سکوت*
گل یخ
پرواز در فوتبال
داوطلب باهوش
برگهای پاییزی
عضو شو بازی کن جایزه ببر
در کوی عشق
دختر سه بعدی
شباهنگ
مینیاتورنگ
چیدن تمشک در گرگ و میش
دوستم داشته باش
خبرنگار جوان
بی همزبون
ماه مهربون من

لحظه آخر / اثر مشکی پوش تنها

RSS 2.0