تبليغاتX
روزگارم بر خلاف آرزوهایم گذشت

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

روزگارم بر خلاف آرزوهایم گذشت

آنقدر آرزوهایم را به گور بردم که دیگر جایی برای جسدم نیست


مشکی

جمعه 1388/08/08 توسط | مشکی پوش تنها | |

سيب سوخته

تو رو از خاطرم برده ، تب تلخ فراموشي
دارم خوو ميکنم با اين ، فراموشي و خاموشي
چرا چشم دلم کوره؟ ، عصاي رفتنم سسته؟
کدوم موج پريشوني ، تو رو از ذهن من شسته؟
خدايا فاصله ت تا من ، خودت گفتي که کوتاهه
از اينجا که من ايستادم ، چقدر تا آسمون راهه؟
من از تکرار بيزارم ، از اين لبخند پژمرده
از اين احساس يأسي که ، تو رو از خاطرم برده
به تاريکي گرفتارم ، شبم گم کرده مهتابو
بگير از چشماي کورم ، عذاب کهنه ي خوابو

شنبه 1388/07/25 توسط | مشکی پوش تنها | |

دخرک و پسرک قصه

دخترک گفت: بشمار.
پسرک چشمانش را بست و شروع کرد به شمردن: يک، دو، سه، چهار...
دخترک رفت پنهان شود، آن طرف تر پسر ديگري را ديد که گرگم به هوا بازي مي‏کرد، برّه شد و با گرگ رفت.
...پسرک قصّه هنوز مي‏شمرد...

جمعه 1388/07/17 توسط | مشکی پوش تنها | |

تب تند زندگی

تبِ تند زندگي رو نميشه تو چهره ها ديد
نميشه تلخي اونو از دل حادثه فهميد
زندگي شايد يه قصه ست
چه بد و چه خوب بايد ساخت
توي شطرنج دقايق نبايد به سادگي باخت
اين دروغه هر کي ميگه
گذر ثانيه کُنده، زندگي کن تا بفهمي
تب زندگي چه تنده
چرا دشمني و کينه؟ وقتي زندگي دو روزه
نذاريم همين دو روزم تو آتيش غم بسوزه
پيرمرد يه کنج نشسته، با دلي غمگين و خسته
ياد ايامي که رفته، خاطرات اون گذشته
يکي جيک تو جيک يارش، يکي اينجا دلشکسته
اون يکي به فکر نونه، با دستاي پينه بسته

یکشنبه 1388/07/12 توسط | مشکی پوش تنها | |

پاییز

هنوز در جاده انتظار نشسته ام، هنوز چشمانم را به آسمان بي کران دوخته ام، هنوز گريه هايم را زير باران پنهان مي کنم، باز روز ديگري فرا رسيد و باز فصلي نو با نام پائيز...

چهارشنبه 1388/07/01 توسط | مشکی پوش تنها | |

یادش بخیر

یادمه بچه که بودم نقاشیم خیلی خوب بود. همیشه تو هر جا نقاشی میکردم همه خوششون میومد. یادمه چندبار هم که با پدرم نمایشگاه کتاب رفته بودیم رفتم ایستگاه نقاشی و جایزه هم گرفتم...
تو ابتدایی واسه امتحان نقاشی زودتر از همه تموم میکردم و قشنگ تر از همه هم میشد. خدا رو شکر حافظه م یاری میکنه و یادم میاد سال چهارم ابتدایی یه گوسفند بزرگ کشیدم که داشت علف میخورد... (معلمه خیلی خوشش اومد).
خلاصه که چند وقت پیش به یاد دوران کودکی یه نقاشی کشیدم، اما نه روی کاغذ؛ اینبار با فتوشاپ...
پیش خودم فکر کردم آیا هنوزم مثل دوران کودکیم نقاشیم خوبه یا نه؟ (فکر نمیکنم!، دیگه از ما گذشته...)
این کار بیشتر واسم جنبه ی تداعی خاطره داشت. یادش بخیر، یادش بخیر، یادش بخیر...

دوشنبه 1388/06/23 توسط | مشکی پوش تنها | |

مداد رنگی سفید

همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند،به جز مداد سفيد.. هيچ کسي به او کار نمي داد؛ همه مي گفتند:«تو به هيچ دردي نمي خوري»... يک شب که مداد رنگي ها توي سياهي کاغذ گم شده بودند، مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک و کوچک و کوچک تر شد... صبح توي جعبه ي مداد رنگي جاي خالي او با هيچ رنگي پر نشد...

چهارشنبه 1388/06/11 توسط | مشکی پوش تنها | |



هیچکس اشکی برای ما نریخت
هر که با ما بود از ما می گریخت
چند روزیست حالم دیدنیست
حال من از این و آن پرسیدنیست
گاه بر روی زمین زل می زنم
گاه بر حافظ تفأل میزنم
حافظ دیوانه فالم را گرفت
یک غزل آمد که حالم را گرفت
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم

www.swb_ulcerouswolf@yahoo.com

فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب های نازترین

نازترین عکسهای ایرانی


Wallpaper

مشکی
سيب سوخته
دخرک و پسرک قصه
تب تند زندگی
پاییز
یادش بخیر
مداد رنگی سفید
به تو مدیونم...
من و شایدها و حسی خوب
خاطرات يک خاطره (2)

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387

دلتنگی های یه مشکی پوش
تو خالی
دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد
دلتنگی
تنهای دلشکسته تنهای تنها
شبگرد عاشق
بهترینها برای تو
آبی کوچک
قلب سنگی
شب سراب
فرشته نجاتم مرا ترک کرد
*صدای سکوت*
گل یخ
پرواز در فوتبال
داوطلب باهوش
برگهای پاییزی
عضو شو بازی کن جایزه ببر
در کوی عشق
دختر سه بعدی
شباهنگ
مینیاتورنگ
چیدن تمشک در گرگ و میش
دوستم داشته باش
خبرنگار جوان
بی همزبون
ماه مهربون من

لحظه آخر / اثر مشکی پوش تنها

RSS 2.0